X
تبلیغات
پــــــــاستیل بـــــــــــــــــــانو - handmade
           

همیشه باید یکی تو زندگی آدم باشه که بتونه باهاش خیلی صمیمی باشه ...با هم به موضوع های یکسان

بخندن،شبا دیروقت با هم تلفنی صحبت کنن،یا وقتایی که تلفنی حرف نمیزنن با اس.کایپ با هم حرف بزنن و همه

چیو سوژه کنن و بخندن و حتی گاهی هم رو اعصاب هم برن و لج همدیگه رو در بیارن...

یکی که بعد از چهارسال به قول آرزو باهاش هم خون شده باشی....

یکی باشه...مثه بقیه نباشه...یکم فانتزی باشه

یکی باشه مثلا شیرازی باشه...بتونی ادای لهجشو در بیاری جلوش و وقتی حرصش دراومد کلی بخندی

یکی باشه که خوبٍ خوب ادای لهجه ی اصفهانیتو در بیاره و تو فقط بخندی

یکی باشه که وقتی ازش میپرسی کادو تولد واست چی درست کنم دقیقا همون چیزی رو بگه که از قبل درست

کردی...یکی که همزادت شده باشه....

یکی باشه متولد مرداد باشه...

یکی باشه...میشه اون یکی مریم باشه؟!

-----------------------------------------------------------------------

کاردستی نوشت:منم بلد شدم از اینا ببافم.این ها رو هم امروز خریدم.

پ.ن:کارای بالا کارای اولیم بودن ... خیلی خوب نشدن . واسه تولد مریم هم ازینا بافیدم که خیلی خوشگل تره و

28ام عکسشو میذارم :دی.

________________________________________

بعدا نوشت:همین الان ایــــــــــــــن دستبند خوشگل به دنیا اومد :ایکس.

ماه رمضون امسال از من چه هنرمندی ساخت :دی!


برچسب‌ها: Handmade
+ نوشته شده توسط استار بانو در دوشنبه 1392/05/14 و ساعت 2:17 AM |
پر از حسّای خوب و رنگی رنگی میشم وقتی با دیدن چندتا عکس و یا چند تا نقاشی ایده میگیرم و میتونم چیزای خوشگل خلق کنم ...این چیزای به ظاهر بی اهمیت و کوچیک خیلی روح منو شارژ میکنه و ذهنمو درگیر میکنه و به نظرم قدم خوبیه واسه خلاق شدن ...الان تو ذهنم پره از چیزای ریز ریزی که من باید بسازمشون و به همه نشونشون بدم و خودم هم هی ذوقشونو کنم ...بعله الان همشون تو نوبتن:دی.

ایــــــــــن کارت پستال های کوچولو را واسه تولد دختر داییم درست کردم که بذارم تو پاکتای کوچولویی که خودم درست کردم و بچبـــــسونم رو کادوش و بهش بدم و اونم رنگی رنگی شه واسه چند لحظه.

+به شدت ابراز حســـــــــودی میکنم به کسایی که رشتشون گرافیکه چون دنیاشون رنگی تره و همش با رنگ سر و کار دارن واسه همین تصمیم گرفتم که بابام واسم پاستل گچی بخره :دی.

به Dawcy نوشت:عزیزم خیلی از چیزای ریز ریزیه ذهنم واسه تو به دنیا میان :-*.


برچسب‌ها: Handmade
+ نوشته شده توسط استار بانو در پنجشنبه 1392/05/03 و ساعت 1:0 AM |
امروز قبل از نهار خوابیده بودم ...خواب میدیدم دارم از یه جایی برمیگردم خونه مکانشم دقیق یادمه کجا بود.اومدم سوار اتوبوس بشم که بهش نرسیدم و تاکسیا هم تا نصفه ی مسیر میبردنم واسه همین صبر کردم واسه اتوبوس بعدی ...خلاصه تا ایستگاه بعدی پیاده رفتم و همین که خواستم از خیابون رد شم یه فولکس نارنجی ازون دور با سرعت اومد....منم ذووووووووووووووق!!!دیگه تو ایستگاه منتظر اتوبوس بودم که یه بی.ام.دبلیو ازون مدلای قدیمش اومدو توش هم دو تا پسر بودن و نزدیک ایستگاه ایستاد و معلوم بود منتظره...یکم وقت بعدش یه ماشین قرمز قدیمی دو در خوشگل باحال و فسیل اومد که دوتا دختر توش بودن و به من گفتن بیا تا یه مسیری میرسونیمت منم سوار شدم و به همراه بی.ام.دبلیوئه همگی راه افتادیم!از یکی از دخترا پرسیدم چه خبره امشب که اینقدر ماشین قدیمی اینجاس؟گفت: همایش ماشین های لوکسه و هرکی ماشین قدیمی داره میاد و .....منم که کلی ذوق زده شده بودم واسشون از علاقم به ماشین های قدیمی گفتم و اینکه چقدر عاشق فولکسم :ایکس...دختره گفت همراه ما بیا و مکان همایشو نشونم داد ...خیلی دلم میخواست یه سر بزنم اما ساعت نزدیکای 9 شب بود و بهش گفتم که دیگه دیر میشه و ازشون پرسیدم همایش بعدی چه روزیه؟؟؟ گفتن بهمون خبر میدن و ....تا اینجا رسیدیم و دیگه مامانم صدام زد...

بعضی خوابها خیلی حس خوبی به آدم میدن...مثل این خواب من...

تازه جالب تر اینکه امروز رفته بودم بیرون و همون فولکس نارنجیه خوابم از جلوم رد شد....منم همون اندازه ذوووووووووووووووق زده شدم و حتی حاضر بودم با پسره که رانندش بود ازدواج کنم!!!در این حد یعنی....

ادامه مطلب ماجرای یه خواب دیگه +یه چند تا عکس کارایی که دیروز کردم...هرکی دوست داشت بگه رمز بدم...به دلایلی رمز دارش کردم :دی.


برچسب‌ها: شرح ماوقع, Handmade
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط استار بانو در پنجشنبه 1392/04/20 و ساعت 10:39 PM |